مرتضى مطهرى
979
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ارزش ذاتى ندارد ، بلكه هركلاسى نيز ارزش ذاتى دارد [ به طورى كه ] اگر شخص در همان جا هم متوقف بشود به يك درجهاى رسيده ، ولى البته ارزش نهايى مال آن درجهء بالاتر است . اگر به اين حد بماند ناقص مانده ، يعنى درجات كمال را به حد نقصان طى كرده است . - سؤالى كه اينجا پيش مىآيد اين است كه اگر واقعاً آن عدالت در جامعه استقرار پيدا نكند نبايد افراد حتى به صورت منفرد و خاص به آن مراتب اعلى برسند . استاد : اينطور نيست . « نبايد » را در امور اجتماعى مثل مسائل رياضى نمىشود در نظر گرفت . وقتى مىگوييم اين امر « نمىشود » يعنى به حد اعلى و خوب نمىشود ، صد درصد نمىشود . قضيه را بايد به شكل آمارى و درصد حساب كرد . اگر عدالت نباشد ، در جامعه ممكن است كه نود و پنج درصد [ افراد به خدا ] نرسند ولى افراد استثنايى برسند . ولى اين دليل نمىشود كه چون يك عده افراد استثنايى مىرسند پس عدالت وسيله نيست . اگر شما ارزشهاى انسانى را برقرار كنيد نود و پنج درصد مىرسند و يك عده افراد استثنايى نمىرسند . اما اگر اينها را برقرار نكنيد نود و پنج درصد نمىرسند و پنج درصد ( افراد استثنايى ) مىرسند . معنى مقدّمى بودن در مسائل اجتماعى اين است . در مسائل اجتماعى كه « صد درصد » معنى ندارد . - دربارهء بحث فطرت اين سؤال را داشتم كه آيا فطريات متعددند يا واحد ؟ استاد : البته خودش يك مسألهاى است كه مطرح است ، ما هم اين مسئله را مطرح كردهايم و آن اين است كه آيا انسان ابعادى دارد ؟ يعنى آيا وجود انسانى انسان ابعاد متعدد است يا يك بعد واحد است و ابعاد ديگر همه از آن يك بُعد منشعب مىشود ؟ از نظر عرفا - و حق همان است - انسان يك فطرت اصلى بيشتر ندارد و همهء آن فطرتهاى ديگر از اينجا منشعب مىشود . فطرت اصيل همان است كه مىگويند انسان كمالِ مطلق خواه است . البته به يك فطرت بالذات و يك فطرت بالعرض قائل هستند . فطرت بالعرض آن فطرتى است كه ناشى از اين فطرت است . انسان ، بالذات ، آنچه كه در عمق ذاتش در جستجوى آن است رسيدن به كمال مطلق است و به هر درجهاى از كمال كه برسد آرام نمىگيرد ( أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) « 1 » و قهراً فطرتِ فرار از نقص هم لازمهء اين است . وقتى كه جاذبهء كمال مطلق هميشه انسان را به سوى خودش بكشاند قهراً نقطهء مقابلش فرار
--> ( 1 ) رعد / 28 .